خرید بک لینک

شامگاه دوشنبه هفته پیش 14 فروردین 1396 شمسی، دکتر افضل وثوقی استاد پیشکسوت گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی درگذشت. او متولد سال 1314 در سقز کردستان بود. در دانشگاه تبریز لیسانس زبان فرانسه گرفت. سپس به عنوان معلم به خراسان آمد و سالها در گناباد معلمی کرد.

در سال 1346 وارد دانشگاه فردوسی شد. بین سالهای 1353 تا 1357 در فرانسه به ادامه تحصیل پرداخت و فوق لیسانس ادبیات فرانسه و دکتری زبان شناسی عمومی گرفت و سپس به ایران بازگشت و چند دهه در دانشگاه فردوسی مشهد تدریس کرد. او حتی بعد از بازنشستگی نیز ارتباط خود را با دانشگاه حفظ کرد و هر ترم برای تدریس یک یا دو درس به دانشگاه رفت و آمد داشت.  

سالهایی که من دانشجو بودم گروه زبان و ادبیات فرانسه با داشتن استادانی مثل دکتر ذات علیان و دکتر افضل وثوقی مشهور بود. من هم دورادور ایشان را می دیدم و می شناختم. حتی یک بار در سال 1369 که دبیر جشنواره تئاتر دانشجویان بودم، نوشته ای از ایشان را در بولتن جشنواره چاپ کردیم، اما در هر صورت رابطه نزدیکی با ایشان نداشتم.

سال 1387کتاب جغرافیای تاریخی کوفه را که ترجمه ای از متن عربی Explication du plan de Kufa اثر لویی ماسینیون است در دست چاپ داشتم. متن اصلی به زبان فرانسه است. سالها پیش ت. المصعبی آن را به عربی ترجمه کرده و من متن عربی را به فارسی برگردانده بودم. در روند داوری کتاب که قرار بود توسط انتشارات سمت و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه چاپ شود، یکی از داوران پیشنهاد کرده بود متن فارسی با متن فرانسه هم تطبیق داده شود. پیشنهاد بسیار خوبی بود و من به دنبال کسی گشتم که از پس این کار برآید. به یاد دکتر وثوقی افتادم، یکی از همکاران سابقشان مرا به ایشان معرفی کرد. تلفنی با هم قرار ملاقاتی گذاشتیم و من در دفتر دارالترجمه ایشان در خیابان احمدآباد به دیدنشان رفتم. چند دقیقه زودتر از ایشان رسیده بودم. نشستم تا آمد. پیرمردی بسیار ساده و بی تکلف بود، به جای کیف یک کیسه دسته دار همراه خود داشت که وسایلش را در آن گذاشته بود. ایشان را بعدا نیز بارها با همین کیسه دسته دار دیدم. موضوع را برایشان توضیح دادم و ایشان با تواضعی مثال زدنی پذیرفتند. بعد هم نیم ساعتی را با هم صحبت کردیم. برایم گفت که با مرحوم دکتر خواجویان دوستی داشته و در ایام تحصیل در فرانسه با هم بوده اند. از تدین و ایمان ایشان خاطراتی را برایم نقل کرد. از شیوه کار خود نیز گفت و این که در ویراستاری تطبیقی متون فرانسه که ناشرین بخصوص انتشارات سمت برای او ارسال می کنند، به محتوی نیز حساس است و روی برخی از متون به دلیل قبول نداشتن محتوی آنها، کار نمی کند. گفت ده روز دیگر کارتان آماده است. زنگ بزنید و بعد بیایید همین جا آن را از من تحویل بگیرید.

وقتی در موعد مقرر برای گرفتن کار به ایشان مراجعه کردم، گفت برای دقت بیشتر به جای تطبیق متن فارسی و فرانسه، سه متن فارسی، فرانسه و عربی را با هم مقایسه کرده ام. خوشحال شدم و از این همه نظم و تعهد و دقت لذت بردم.

این کتاب همان سال منتشر شد و علاوه بر این که در شناسنامه آن نام دکتر افضل وثوقی به عنوان «ویراستار علمی متن فرانسه» درج شد (و این برای من موجب اطمینان و افتخار بود)، در مقدمه کتاب آوردم:

« ... شایسته می داند مراتب تقدیر وسپاس خود را اعلام کنم؛ نخست از جناب آقای دکتر افضل وثوقی، استاد محترم زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه فردوسی مشهد، که متن ترجمه فارسی را با دقت فراوان با دو متن فرانسه و عربی آن تطبیق دادند و اشکالاتی را که پیش آمده بود، برطرف کردند...».

دکتر وثوقی را بارهای دیگر هم درجاهای مختلف دیدم؛ یک بار هم غروب در کوچه مان به هم رسیدیم.  می دانستم که او ساکن خیابان گل است که نزدیک منزل ما بود ولی تعجب کردم که در کوچه ما چه می کند. همان کیسه دسته دار هم دستش بود. جلو رفتم و سلام کردم و احوالپرسی. به او تعارف هم کردم که تشریف بیاورید منزل ما و... . تشکر کرد و گفت از خانه خواهرش برمی گردد و توضیح داد که منزل خواهرش در کوچه پشتی است.

به نظر من دکتر افضل وثوقی، استاد و مترجم و ویراستاری بود برجسته ولی بی ادعا که آنچه را وظیفه اش بود انجام می داد و جز این به چیزی دیگر نمی پرداخت. من در سالهای طولانی حضور در دانشگاه، هیچ گاه از ایشان سخن و خبری جز این نشنیدم. خدایش رحمت و با نیکان محشورش کند.         

برچسب: نویسنده: پارسا یزدانی تاريخ: جمعه 25 فروردين 1396 ساعت: 0:21

صفحه بندی